سيد جعفر شهيدى

84

زندگانى على بن الحسين ( ع ) ( فارسي )

شهر رفت و گفت : شما را سه روز مهلت مىدهم اگر تسليم شديد مدينه را ميگذارم و به سر وقت ابن زبير به مكه ميروم و گرنه معذور خواهم بود . مردم شهر ايستادگى كردند ولى سرانجام شكست خوردند و تسليم شدند . مسلم سه روز شهر را به اختيار سپاهيان خونخوار شام گذاشت تا آنچه خواهند بكنند . سپس مردم مدينه را ميان دو چيز آزاد گذاشت : 1 - اقرار كنند كه بندهء زرخريد يزيدند و او هر اختيارى دربارهء آنان دارد . 2 - كشته شوند . گروهى شرط او را نپذيرفتند و كشته شدند ، و بسيارى نيز پذيرفتند . تنها كسانى كه بدون شرط از گزند وى ايمن ماندند على بن الحسين ( ع ) و على بن عبد الله عباس بودند . چرا مسلم على بن الحسين را نكشت ؟ يا از او بدان صورت كه خود گفته بود بيعت نگرفت ؟ اسناد در اين باره هم آهنگ نيست . طبرى نوشته است هنگامى كه يزيد ، مسلم بن عقبه را به مدينه مىفرستاد به دو گفت : على بن الحسين در كار شورشيان دخالتى نداشته است ، دست از او بازدار و با وى به نيكوئى رفتار كن ! و نويسد چون على بن الحسين نزد مسلم رفت ، مسلم گفت : أهلا و مرحبا ، سپس وى را بر تخت و مسند خود نشاند و گفت اين خبيث‌ها ( مردم مدينه ! ) نگذاشتند به كار تو برسم . امير المؤمنين سفارش تو را به من كرده است . پس از لختى درنگ گفت : شايد كسان تو ترسيده باشند ؟ على بن الحسين گفت آرى ! مسلم دستور داد چهار پاى او را زين كردند و او را سوار كرد و به خانه بازگرداند « 1 » مؤلف كشف الغمة نيز نوشته است : مسلم على بن الحسين را حرمت نهاد و استر خويش را براى او زين كرد و گفت ترا ترسانيديم ؟ ! على بن الحسين ( ع ) او را سپاس گفت و چون از خانهء وى بيرون رفت ، مسلم گفت : اين مرد علاوه بر خويشاوندى كه با رسول خدا دارد خيرى است كه در او شرّى نيست « 2 » ابن ابى الحديد نويسد : مسلم از مردم مدينه بيعت گرفت كه بردهء يزيدند ، جز على بن الحسين كه او را حرمت كرد و بر تخت خود نشاند و همچون برادر امير المؤمنين از او بيعت گرفت « 3 »

--> ( 1 ) . تاريخ طبرى ج 7 ص 421 ( 2 ) . كشف الغمه ج 2 ص 89 ( 3 ) . شرح نهج البلاغه ج 3 ص 259